انجمن سخن دل

اگر عاشقی اگر معشوقی اگر دل شکسته ایی اگر اسیر عشقی و اگر شیدایی اینجا خانه توست
 
الرئيسيةPortalاليوميةپرسشهاي متداولجستجوليست اعضاگروههاي کاربرانثبت نامورود
المواضيع الأخيرة
» عشق و محدودیت
السبت مارس 31, 2012 3:02 am من طرف borzu31

» سفرهای نوروزی بار دیگر باز راه رسید
السبت مارس 07, 2009 10:29 pm من طرف شکیلا آسایش

» بررسی چهارشنبه‌سوری
السبت مارس 07, 2009 10:20 pm من طرف شکیلا آسایش

» موسیقی ،نوروز و رسالت های ملی ومیهنی
السبت مارس 07, 2009 10:07 pm من طرف شکیلا آسایش

» آیا می دانی که ؟
السبت مارس 07, 2009 9:56 pm من طرف شکیلا آسایش

» ازدواج سرآغاز آرامش
السبت مارس 07, 2009 9:50 pm من طرف شکیلا آسایش

» درست کار کنیم تا سلامت بمانیم
السبت مارس 07, 2009 9:47 pm من طرف شکیلا آسایش

» در اقدامی غیر منتظره، بیل گیتس تعدادی پشه مالاریا در سالن کنفرانس رها کرد
الإثنين مارس 02, 2009 12:50 pm من طرف sora

» دانلود موسیقی متن کارتون های خاطره انگیز
الإثنين مارس 02, 2009 12:20 pm من طرف sora

» از ارد بزرگ تا برایان تریسی
الجمعة فبراير 13, 2009 1:54 pm من طرف الهام

ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
بخش
Navigation

 Portal
 صفحه اصلي
 ليست اعضا
 مشخصات فردي
 پرسشهاي متداول
 جستجو

تصويت
جستجو
 
 

نتائج البحث
 
Rechercher بحث متقدم

شاطر | 
 

 اول آنکس که خریدار شدش من بودم

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
الهام
کاربر فعال
کاربر فعال


تعداد پستها : 76
تاريخ التسجيل : 2009-01-22

پستعنوان: اول آنکس که خریدار شدش من بودم   الجمعة يناير 23, 2009 10:53 am

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

داستان غم پنهانی من گوش کنید


قصه بی سر و سامانی من گوش کنید

گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید


روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم

ساکن کوی بت عربده جویی بودیم


عقل و دین باخته دیوانه رویی بودیم

بسته سلسله سلسله مویی بودیم



کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود

یک گرفتار از این جمله که هستند نبود



نرگس غمزه زنش اینهمه بیمار نداشت

سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت



این همه مشتری و گرمی بازار نداشت

یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت



اول آنکس که خریدار شدش من بودم

باعث گرمی بازار شدش من بودم



عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او

داد رسوایی من شهرت زیبایی او



بس که دادم همه جا شرح دلارایی او

شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او



این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد

کی سر برگ من بی سروسامان دارد



پیش او یار نو و یار کهن هردو یکیست

حرمت مدعی و حرمت من هردو یکیست




قول زاغ و غزل مرغ چمن هردو یکیست

نغمه بلبل و غوغای زغن هر دو یکیست




این ندانسته که قدر همه یکسان نبود

زاغ را مرتبه مرغ خوش الحان نبو



آن که بر جانم از او دم به دم آزاری هست

می توان یافت که بر دل ز منش یاری هست



از من و بندگی من اگر اشعاری هست

بفروشد که به هر گوشه خریداری هست


به وفاداری من نیست در این شهر کسی

بنده ای همچو مرا هست خریدار بسی


ای پسر چند به کام دگرانت بینم

سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم


مایه عیش مدام دگرانت بینم

ساقی مجلس عام دگرانت بینم
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
اول آنکس که خریدار شدش من بودم
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
انجمن سخن دل :: سرگرمی :: گفتگوهای آزاد-
پرش به: